از شرایط ازدواج فقط تحمیلای مامانمو دارم :|...
ادامه مطلبدیشب داشتیم تخمه می شکستیم بابامم دراز کشیده بود کنارمون... خسته بود...هی میگفتیم بابا تخمه نمیخوری؟ هی هیچی نمی گفت!یه مشت تخمه خوردم دیدم نمیشهنشستم بقیه تخمه هارو شکستم جمع کردم تو مشتم آخرسر دادم بابام خورد.آخر شب حس خوبی داشتم... :)...
ادامه مطلب