872. - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 9:27
بیا حالا ما یه بار خواستیم یه گوهی بخوریم گوگوش داد زد: از عاشقی دوری اگر, نکن بازیگری + امروز از وقتی چشامو وا کردم رو فلایت مودم...
865. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:53
لبخند می زنم و از جهانی می نویسم که تورا در من من را در نوشتن خلاصه کرده است...
866. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:53
آدم واسه رد شدن مداوم از یه خیابونم باید انگیزه داشته باشه...
867. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:53
یه چند مدل کرم ریزی هم نگه داشتم به موقش برسونم دس اهلش!
868. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:53
اونایی که از ما گدشتن به مقصد رسیدن یا نه؟! + میخوام بدونم
860. - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:36
فقط در مجاورت توست که به هوا وابسته ترم...
861. - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:36
از افتخارات زندگیم اینکه ماه تولدم با ماه تولد بازیگر مورد علاقم یکیه. +قیح قیح
862. - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:36
تو کیستی؟! که سفر کردن از هوایت را نمیتوانم... حتی به بال های خیال! +محمدعلی بهمنی
863. - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:36
دیشب داشتیم تخمه می شکستیم بابامم دراز کشیده بود کنارمون... خسته بود... هی میگفتیم بابا تخمه نمیخوری؟ هی هیچی نمی گفت! یه مشت تخمه خوردم دیدم نمیشه نشستم بقیه تخمه هارو شکستم جمع کردم تو مشتم آخرسر دادم بابام خورد. آخر شب حس خوبی داشتم... :)
864. - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:36
من از لیمو شیرین متنفرم! همچنین از آدم بزدل...
853. - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 3:51
بیا و مرا وردار و ببر پیش خودت و به هیچ کسی برنگردان!
854. - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 3:51
زیباترین اتفاق ممکن توی پاییز اینه که یکی بیاد یکی بیاد برای ماندن و هیچ جوره نرهتحت هیچ شرایطی حتی
855. - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 3:51
مردها خان ای می خرند که پنجره داشته باشد. رن ها پنجره ای می خرند که خانه هم نداشت نداشت! +رسول ادهمی
856. - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 3:50
خب حالا میتونم عصبانیتمو بندازم گردن پریودی که قرار بود هفته آینده بیاد سراغم ولی دیروز غافلگیرم کرد.
857. - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 3:50
آدم هایی که یه نفر هست شب ها توی بغلش مچاله بشن, حق اعتراض به هیچی رو ندارن به نظر من! ماهایی که هیچ کس نیست شب ها توی بغلش مچاله بشیم, حق داریم در جواب هر حرفی که آدم هایی که یه نفر هست شب ها توی بغلش مچاله بشن,می زنن, بگیم: " تو یکی خفه شو ! هیچی هم که نباشه, یه نفر هست که میتونی شب ها توی بغلش مچ...
858. - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 3:50
.beni huzursuz etmede, ne bok yiyorsan ye
859. - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 3:50
چطور می شود هنوز بعد از این همه سال, با اولین باد پاییزی دلتنگ جای خالیت شد؟!
845. - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 18:11
داداش کوچیکم یه اسکناس پنجاه تک تومنی آورده گرفته جلو بابام, میگه : چرا به این هیچی نمیدن؟! بابامم میگه: چون این خیلی کمه :) بعد از چند لحظه نگاه سفیه اندر دیوانه به اسکناس برگشت گفت: خو اگه کمه چرا درستش کردن؟!!!!! + واقعا چرا؟!
846. - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 18:11
به نگاه کردن اکتفا می کنم! ینی اون به نگاه کردن اکتفا می کنه, منم مجبور میشم به نگاه کردن اکتفا کنم :) و دلم میخواد داد بزنم و بهش بگم ناراحتم از اینکه مجبورم به نگاه کردن اکتفا کنم :( ولی اون نمی فهمه! نفهمه! شایدم می فهمه ولی حجب و حیاش نمیذاره :/عی تو حجب و حیاش
847. - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 18:11
طبق معمول روی صحبتم با اوشونه و عقب صحبتم با بقیه دوستان

برچسب‌های مرتبط

918 13 | 918 1 | 918 1 icd 9 | 918 1 icd 10 | 918 13(1)(a) | 918 2 icd code | 918 spyder | 918 35 in words | 918 com | 918 00 service standard bin